

نام شهید : مهرداد
نام خانوادگی : گله داری
تاریخ تولد : ۰۱/۰۶/۱۳۴۵
محل تولد : مسجد سلیمان محله کوی شهید موسوی (سرکوره ها)
نام پدر : علی اکبر
تحصیلات : دانشجوی مکانیک ماشین افزار دانشگاه شیراز
تاریخ شهادت :۲۱/۱۰/۱۳۶۵
محل شهادت : شلمچه
لطفادر صورت ارسال مطلب با شماره ۰۹۱۶۱۱۱۶۴۳۹ تماس بگیرید
خدای خود بسته بودند وفا کردند.....
ما بعد از شهدا چه کردیم؟
در ادامه مطلب بخوانیم وصیتنامه
تعدادی از شهدای گردان سلمان
فهرست وصیتنامهای شهدا
۱-شهید غلامرضا صالحی
۲-شهید اسفندیار و مهران صالحپور
۳- شهید کیامرث رشیدی
۴-شهیدسید محمدرضا موسوی
۵-شهیدسید ولی صالحی
۶-شهید کوروش جهانگیری
>>> ادامه مطلب <<<
آه ای برادر دلتنگی هایم را چگونه بازگو کنم
مرگ آغاز زندگی ابدیست وشهادت آغازی بر پایان
جرعه ای از آب چشمه ی زلال دلت را نوشیدم
همانجا ، در کنار همان چشمه ی زلال غرق
شدم در احساسات یک عشق ماندگار
داشتن مطلب ، خاطره ، و یا عکس از شهید و یا دوستان شهید
با شماره قید شده در انتهای مشخصات شهید تماس بگیرید
وهمه آنان تا به امروز مرده اند و ما نیز خواهیم مرد.
و بر مرگ ما قرنها خواهد گذشت.
خوشا آنانکه مردانه مرده اند،
و تو ای عزیز ! بدان ،
تنها کسانی مردانه می میرند که مردانه زیسته باشند....
((( شهید سید مرتضی آوینی )))
اشهد ان لااله الاالله اشهد ان محمد رسول الله

بنام خداوند واحدی که نه شریک دارد نه زاده شده و نه فرزندی دارد او که انسان را دراین جهان برای امتحان آفرید. پس ای انسانها آگاه باشید که لحظه به لحظه این زندگی و هرحرکتی که میکنید امتحانی می باشد که هر انسانی باید این امتحان را بدهد. پس بیائید با انجام اعمال خداپسنداز پس این امتحان با موفقیت بیرون آئیم و در مقابل خدا و پیغمبر و ائمه اطهار رو سفید گردیم.
برادران و خواهرانم همیشه در کارهای خود اندکی فکر کنید رضای خدا را در نظر بگیرید و سپس انجام دهید. شیرینی گناه را به سختی انجام دستورات خدا نفروشید که اگر برای رضای خدا فرامین او را انجام دهید سختی عمل برایتان شیرن خواهدشد به گونه ای که زشتی گناه برای شما نماین میشود.
برادران و خواهران شیرینی گناه سختی عذاب آخرت را دارد و سختی تقوی شیرینی ابدی آخرت را بهمراه دارد پس فریب شیطان را نخورید در برخوردها اخلاق اسلامی را رعایت کنید حق برادری را نسبت به یکدیگر را رعایت کنید به برادر خود هرگز به دیده خشم منگر با همدیگر مهربان باشید با لبخند به استقبال هم بروید دست یکدیگر را بفشارید در مجالستان شوخی زیاد از حد نکنید پشت سر برادران دینی خود غیبت نکنید قلب خود را با خواندن قرآن و دعا و گفتن ذکر صفا ببخشید در نماز حضور قلب داشته باشید و یاد خدا باشید. از اشتباه یکدیگر بگذرید و نسبت به هم گذشت داشته باشید. نسبت به ظاهر افراد قضاوت نکنید چراکه ممکن است همان شخصی که مورد تمسخر یا سوءظن شما واقع شده جزء بندگان خوب خدا باشد در مورد کارهایتان باهم مشورت کنید اشتباهات را با امر به معروف و نهی از منکر برطرف کنید و این کار خداپسند )امربه معروف و نهی از منکر( را هرگز فراموش نکنید اختلافات را کنار بگذارید سعی کنید قلبهای خود را به یکدیگر نزدیک کنید و دست در دست همدیگر بگذارید و سعی در پیشبرد انقلاب کنید امروز دشمن از حربه اختلاف برای نابودی انقلاب استفاده میکند و بوسیله این توطئه انقلاب را بوسیله انقلابیون در حال از بین بردن است.
چرا از تجربه هایی که اسلام در طول ۱۴۰۰ سال بدست آورده استفاده نمی کنید مگر ندیدید که بعد از مرگ پیامبر اختلافات بر سراسلام چه آورد و علی را خانه نشین کرد چراکه امروز در اسپانیا دیگر صدای اسلام نیست غیر از این است که مسئله اختلاف باعث شد که اسلام جزنامی چیز دیگری بیشتر باقی نماند.
برادران هر اختلافی ریشه شیطانی دارد پس بیائید با رعایت کردن اخلاق اسلامی از این رانده شده از درگاه خدا یعنی شیطان پیروی نکنیم. برادری که در مورد برادر مسلمان خود غیبت میکنی تهمت میزنی و او را به هزار دید می نگری لحطه ای در خودت فکر کن ببین آیا خودت درگذشته چی بودی یا درحال حاضر چه هستی! ببین آیا بنده خدایی یا بنده شیطان، اگر بنده خدایی که نباید شیطانی عمل کنی پس درمورد برادر دینی خود حق برادری را بجا آور اگر اشتباهی از او سر زد تو مسئولی که عیب او را بپوشانی و دست او را بگیری و به راه راست بیاری.
برادران من از شما خواهش میکنم که دست برادری بدهید و باهم به فکر آینده انقلاب باشید و خدای نکرده طوری پیش نرویم که سنبل اختلاف باشید.
برادران در همه کارها پشت سرامام و روحانیت پیش روید که اگر از اینها جدا شدید سرنوشت بدی در انتظارتان می باشد.و اما سخنی با برادران پایگاه قدس از شما خواهش می کنم که یک بسیجی باشید همانند آن بسیجی که در دل سنگر روز و شب بعا و نماز مشغول است و برای رزم با دشمن آماده تر از همیشه میشود. بیائید و به پیام امام لبیک گوید و برای نبرد بسوی جبهه بیاید و دین خدا را یاری کنید به امید آنکه در صف مردان خدا جای گیرد. انشاءاله
اما سخنی با تو مادر :
مادر نمی دانم در وصفت چه بگویم که هرچه بگویم کم گفته ام فقط بگویم قربان خاک پای تو که اینچنین سختی زندگی را تحمل کردی و مرا ببخش که کوچک ترین کاری برایت نکردم و امیدوارم حلالم کنی.
اما سخنی با برادران و خواهران : از شما میخواهم که در زندگی با تقوا زندگی کنید مراعات همدیگر را بکنید الگویتان ائمه باشند اگر در زندگی رنجشی از من دیدید ببخشید. مواظب ننه باشید احترام او را نگه دارید و از همه اهل خانواده خواهش میکنم بعد از من صبر پیشه کنند از فامیلم میخواهم که در خط امام حرکت کنند. عمو غلام و دایی حیدر و دیگر آشنایان از زحماتی که در زندگی برای خانواده ما کشیدند بسیار تشکر می کنم . امیدوارم حلال کنید از همه آشنایان خواهش میکنم که خواهش میکنم مواظب مادرم باشید اگر کسی او را بیازارد از او راضی نمی شوم .
از خانواده و آشنایان خواهش میکنم که در عزای من خود را نیازارند و به یاد مظلومیت امام حسین باید .
درخاتمه شما را به خدا مسپارم هر چند مقداری از وصیتم مانده ولی از شما خواهش میکنم در زندگی مانند انسانی باشید که خدا میخواهد یا لاقل در این مسیر حرکت کنید . از دوستان و آشنایان خواهش میکنم برایم هرگاه وقت کردن و رضایت داشتن نماز بخوانند حمد و قل هوا... بخواند و اگر در زندگی از من ناراحتی دیدن و یا حقی برگردن من دارند بگویند یا حلال نمایند.
خدایا : اگر در زندگی کاری انجام دادم که مورد رضای تو نبود مرا ببخش .
خدایا : هر عملی که انجام میدهم سعی میکردم بخاطر رضای تو باشد پس اگر از تو تخطی کردم بر من ببخش و عملم را بپذیر.
>>> ادامه مطلب <<<
شهید مهرداد گله داری یکم شهریور 1345 در یک خانواده اصیل مسجد سلیمانی دیده به جهان گشود. مهرداد چهارمین فرزند خانواده که سه خواهر بزرگتر و2برادر کوچکتر از خود داشت تمام دوران زندگی خود را در محله کارگز نشین سرکوره ها سپری نمود در اردیبهشت سال 1355 علی اکبر پدر مهرداد در سن 42 سالگی هنگامیکه مهرداد فقط 9سال داشت دیده از جهان فروبست و مهرداد بارسنگین مسئولیت خانواده را به گردن خود احساس کرد مسئولیتی که مهرداد هیچگاه از آن شانه خالی نکرد، و از وجودش تکیه گاهی ساخت برای خانواده اش که در پس آن آرامش و آسودگی به مادر ، خواهران و برادرانش داده بود. به شروع جنگ در سال 1359 جزء اولین گروه های بسیجی و داوطلب اعزامی از شهرش به جبه های جنگ قرار گرفت رشادت هایش در طول عملیات های مختلف به عنوان بیسیمچی و آرپی جی زن و اطلاعات عملیات زبانزد همرزمانش بود. چنانکه در عملیات والفجر8 در یکی ازپاتک های رژیم بعثی و نژادپرست صدام با شلیک ده ها گلوله موثر آرپی جی و نقش بسیار حائز اهمیتش دچار پارگی پرده گوش گردید که تا زمان شهادتش رنجش داد. مهرداد در همان ایام جنگ در رشته مکانیک ماشین افزارشیراز پذیرفته و مشغول تحصیل شد اما باز تحصیل در دانشگاه نیز مانع حضورش در جبه های جنگ نشد و این بار به عنوان دانشجوی بسیجی به جبهه اعزام گردید و تقریباً از ابتدای سال 60 تا زمان شهادتش دی ماه65 بعنوان دانشجوی بسیجی داوطلب در جبهه ها به وظیفه مذهبی و ملی خود عمل نمود. همه کسانیکه مهرداد را می شناختن متفق القول مهرداد را فردی منظم نجیب با هوش شجاع و مهربان و باایمان و با روابط عمومی بسیار عالی توصیف میکردند. هیچگاه میان میان دوستان و آشنایان و فامیل هیچ کس خاطره بدی از مهرداد بیاد ندارد مهرداد در دیماه سال 1365 در عملیات کربلای 5 با گروهان فجر جمعی گردان سلمان در کمین نیروهای مزدور بعثی در منطقه شلمچه از ناحیه کتف و گردن هدف گلوله تک تیرانداز قرارگرفت و به شهادت رسید او 20 سال در میان ما زیست عشق ورزید علم آموخت و شجاعانه در راه کیان ایران اسلامی جنگید و در نبرد نابرابر که دشمن را تمام کشورهای عرب منطقه و دولت های منافع طلب و ضد بشری غربی حمایت و تا به دندان مسلح نمودند در حالیکه برای تامین ساده ترین و سبک ترین تسهیلات رزمندگان شجاع وطن در تحریم اربابان رژیم بعث بودند شجاعانه به ندای هل من ناصر امام حسین (ع) پاسخ داد و مردانه در روز یکشنبه 21/10/1365 شربت شهادت را نوشید و به خیل شهیدان پیوست . باشد که با آقا امام حسین (ع) محشور گردد.
>>> ادامه مطلب <<<
یادم می آید گفته بودی دانشگاه را هم بعدا میشود رفت فعلا طبق
گفته امام دانشگاه مهمتری در پیش است گغته بودی عملیات
نزدیک است این عملیات را شرکت میکنم بعد سر کلاس دانشگاه
حاضرمیشوم . چه روزی بود شلمچه در عملیات کربلای پنج
خاک شلمچه با قدومت متبرک شد و شلمچه از خونت سیراب
رفتی وهمچونان صندلیت خالیست آنقدر خالیست که با هیچ گلی
پر نشد.مهرداد میدانی که هنوز مادر بی تاب آمدنت است. گفته
بودی برای کشته شدن به جبه نمی روم بلکه میرم تا وظیفه ام را
انجام دهم اگر شهادت نصیبم شد خدارا شکر که خداوند مرا قبول
کرد ه خندهایت رانمی توانم فراموش کنم موقعی که میگفتی جبهه
خودش دانشگاه ست که استادش امام حسین (ع) است. راستی
تو چه کردی که هنوز مردم از مهربانیت سخن می گویند به راستی
چه کردی که هر که می شناختت دل کندن از تو برایش سخت
می شد.
((( امام علی ع )))
عید بر همگان مبارک باد
هفت سین جبهه
بچه ها تحویل سال یادش بخیر شلمچه
چییده بودیم تو سفره سربند و یک سرنیزه
بچه ها خیلی گشتن تو جبهه سیب نداشتیم
بجای سیب تو سفره کمپوتشو گذاشتیم
تو اون سفره گذاشتیم یه کاسه سکه و سنگ
سمبه به جای سنجد یه سفره رنگارنگ
اما یه سین کم اومد همه تو فکری رفتیم
مصمم و با خنده همه یک صدا گقتیم
به جای هفتیمن سین تو سفره سر میزاریم
سر کمه هر چی داریم پای رهبر می زاریم
چقدر از جمعه بیزارم ازین کابوس طولانی
از این بودن،خمودی ها و دلتنگی طوفانی
چقدر از شنبه دلتنگم،برایم آسمان ابریست
شروع و خستگی،شنبه غروب صبح باراتی
همه روزش نفس گیر است سکوت ودرد وریاها
همه روزش عذاب آور به جز آن روز روحانی
همان روزی که هر هفته به سوی خویش میتازم
رها از هرچه دنیایست رها از بود شیطانی
تو دفنی من کنار تو ،تو جسمت با دل جانم
کنار مدفنت تنهایم من و یک حس ربانی
ببین مخلوقه دردم کجایی خوب دل پاکم
ببین پابند این دنیایم که می ماند چو زندانی
منو یک حال عرفانی کنار مد فن پاکت
بدان ای ماه زیبایم که هستی پاک و نورانی
و فردا باز هم جمعه ست به امید تو میمانم
چقدر از جمعه بیزارم از این کا بوس طولانی
میان خاک و خون تنها نهادم
همان روزی که عشقت زاده میشد
به قبر زندگانی پانهادم
تو رفتی و زمان زندگی مرد
نگاهت هستی ام را بی صدا برد
برادر بی پناه گرم دستت
غریبی خون رگهای مرا خورد
چه شد سنگر که گفتی جان پناه است
چه شد لشکر که گفتی تکیه گاه است
گلویت از چه سرخ و لاله گون بود
که گویی از خداوندت گواه رهروان بود
-------------------------------------------------------------------------------
عشق یعنی انتظار و انتظار
عشق یعنی هر چه بینی عکس یار
عشق یعنی شب نخفتن تا سحر
عشق یعنی سجده ها با چشم تر
عشق یعنی دیده بر در دوختن
عشق یعنی از فراقش سوختن
عشق یعنی سر به در آویختن
عشق یعنی اشک حسرت ریختن
عشق یعنی چون محمد پا به راه
عشق یعنی همچو یوسف قعرچاه
عشق یعنی لحظه های ناب ناب
عشق یعنی لحظه های التهاب
عشق یعنی گم شدن در کوی دوست
عشق یعنی هر چه در دل آرزوست
عشق یعنی یک تیمم یک نماز
عشق یعنی عالمی راز و نیاز
عشق یعنی یک تبسم یک نگاه
عشق یعنی تکیه گاه و جان پناه
عشق یعنی سوختن یا ساختن
عشق یعنی زندگی را باختن
عشق یعنی همچو من شیدا شدن
عشق یعنی قطره و دریا شدن
عشق یعنی مستی ودیوانگی
عشق یعنی با جهان بیگانگی
عشق یعنی با پرستو پر زدن
عشق یعنی آب بر آذر زدن
عشق یعنی سوزنی آه شبان
عشق یعنی معنی رنگین کمان
عشق یعنی شاعری دل سوخته
عشق یعنی آتشی افروخته
عشق یعنی با گلی گفتن سخن
عشق یعنی خون لاله بر چمن
عشق یعنی شعله بر خرمن زدن
عشق یعنی رسم دل بر هم زدن
عشق یعنی بیستون کندن به دست
عشق یعنی زاهد اما بت پرست
عشق یعنی یک شقایق غرق خون
عشق یعنی درد و محنت در درون
عشق یعنی یک تبلور یک سرود
عشق یعنی یک سلام و یک درود
کارون بر کویر جهنم نمی خزد٬ نخلهایش را سر نمی برد کسی
باد شرجی جنوب هنوز٬ لابلای تارتار موهایم ریتم عاشقانه ای میزند به چنگ هنوز
گام که بر میدارم از زمین داغ و شور او
ثبت خواهم کرد جای جای گام های خسته را تا هنگام پیری
شامه را در تنفس جای جای گامها، خسته تر کنم
اما همه جنوب با تمام این قاطعیت داغ میدانم جای ماندم نمی شود دگر ،
که تو اینجا خیلی زلال قطره قطره تبخیر شده ای
برادرم ؛بغض بر حنجره ام سلطه ویرانگری دارد و چه داغ دلم در اندیشه سرد بیست و یکمین روز دیماه ۶۵ می سوزدو زانوانم بی رمق به تلنگری ویران میشوند
زمان در جمعه سرد مهربانی انجماد پیدا کرد، یاد لبخندت در آن روز مهربانی که اسرار ابدی من و توست تمام سلول های تهی شده مغزم را اشباع کرده است
آنروز که از نیآمدن گفتی و پس از آن نیامدی و نیامدی و نمی آئی
اما ؛ نمی دانم چرا هنوز منتظر مانده ام...
تا که شاید تو بیایی در خوابم
باهمان لبخند شیرین
وهمان پاکی به زلال آب
امشب هم مثل هر شب
در این آرزو میروم در خواب
تا بیایی
این چه شوقیست
قاصدک بر بال کبوتر
می کند پرواز
می سراید
در لابه لای شعر
و این تویی
همان قصیده زیبای رفتن درانتهای بودن
وتورا چه شده
اشک شوقیست در پس پلکی خسته
بودنت قطعی اما
وز نهان ناپیدا
چشم دل باید
دیدها باید شست
این چه حالیست
نکند صبح شود بازم
تو نیایی در خوابم
بازم از حسرت دیدار
سرا پا شوقم
بازم امشب سر به بالین چشم فرو خواهم بست
تا که شاید تو بیایی در خوابم

شلمچه بیاد آر دیماه ۱۳۶۵ را چه شیر مردانی بر خاکت قدم نهادند تا خاکت همچون کربلا مقدس گردد. یادت هست آن روز که مهرداد با همان وقار همیشگی خود برسینه ات قدم زد.
آری میدانم محبت و مهربانی مهرداد چنان تورا شیفته خود کرده بود بعد از شهادتش نتوانستی از او دل بکنی .
شلمچه یادت هست نماز شب وذکر دعای شبانه مهرداد را
شلمچه یادت هست که مهرداد به ندای امام حسین ( ع ) چه لبیک خونینی گفت
شلمچه یادت هست که چگونه مهرداد روحش به پرواز در آمد و جسمش را بر سینه ات بیادگار گذاشت
شلمچه یادت هست که پیکر مهرداد چهل روز میهمان خاک بود و تو چه میهمان نوازی کرد ی آخر هر که او میشناخت دل کندن برایش سخت بود.
شلمچه یادت هست، آری مگر میشود از یادت رفته باشد آنهمه پاکی را آخر مهردادها بودن که خاکت را مانند کربلا مقدس کردند
شلمچه میدانم آرزو میکنی که ای کاش دنیا بر عکس میچرخید تا دوباره میهمان نوازی کنی
شلمچه میدانم که دلتنگ قدم هایش شدی، میدانم که افسوس آنرا میخوری که چه زود گذشت
شلمچه نگران نباش که مهرداد هر روز به تو سر خواهد زد نگران نباش
سالگرد شهادتت مبارکباد
والدین،اعتقادات مذهبی،وفاداریش به امام (ره) و نظام جمهوری
اسلامی ،مهربانی و خوشرویی و متانتش که زبانزد خاص و عام
بود، فروتنی و نماز شب هایی که درخفا بجا میآورد، رعایت واجبات
و مستحبات دینی،نگه داشتن حرمت و احترام به دیگران
ازجمله سالمندان و کودکان و در پایان جاذبه و دافعه ایشان را
میتوان مهمترین خصوصیت اخلاقی مهرداد برشمرد.

